دیدین هرچی کیفیت دوربین بالاتره ، عکسا قشنگ ترن؟ انگار هرچقدر چشمای یه نویسنده خوب تر کار کنن ، نوشته هاش قشنگ ترن ...
من میگم ما هممون نویسنده ایم . زندگیمون قصه ایه که مینویسیم . هممون شاعریم . شعرمون عشقیه که به عزیزانمون می ورزیم . چرا ما خوب نبینیم ؟ ما خوب نگاه نکنیم ؟ هممون عکاسیم برای ثبت بهترین لحظه های زندگیمون ... هممون نقاش تابلوهای خوش آب و رنگ احساسمونیم .
پس ، بیاین چشمامونو باز کنیم ! یه دستمال برداریم شیشه های عینکمونو ها کنیم و تمیزش کنیم . بعد نگاه کنیم . خوب و دقیق و با جزئیات ببینیم . همه چیزو ...
حواسمون باشه به اینکه امروز چایی ای که مامانمون عصر برامون ریخت ، خوشرنگ تر بود ، پس حالش خوش تر بود لابد ... حواسمون به درختِ رو به روی پنجره ی اتاقمون باشه ، که تو هر فصلی و هر ماهی و هر روزی یه رنگیه و یه حالی داره ...
نگاه کنیم و خوب ببینیم که کسی که ادعا میکنیم عاشقشیم ، دوست داره قهوه شو با چندتا قاشق شکر بخوره؟ باید حواسمون باشه وقتی کلافه س قهوه شو تلخ میخوره ... وقتی عصبیه اشتهاش کم میشه... وقتی غمگینه تنِ صداش عوض میشه...
حواسمون هست که این چیزارو ببینیم؟ یا فقط بلد شدیم از روی آهنگای تکراری رفتن و بعد ناله کردنو هی مشق کنیم؟ میاین خوب تر همه چیزو ببینیم؟ با همه ی شماهام رفقای نویسنده و شاعر و نقاش و عکاسم!!
•مانگ میرزایی•
پی نوشت: دقیقا یه ساله که اینجا نبودم..چقدر دلم برا اینجا تنگ شده بود.. :(
پی تر نوشت: یادمه پارسال همین موقع ها اینجا نوشتم که امسال برام سال مهمی بودُ امیدوارم تصمیمی بگیرم که بعدا پشیمون نشم... الان اضافه میکنم که از تصمیم خیلی ام راضی و خوشحالم و تمام تلاشمو میکنم که توش موفق بشم :)
برچسب:
نویسنده: سینا اکبریپور