خرید بک لینک
امروز پنج ساله شدم. دیشب وقتی برای خوابیدن به جارختی رفتم چهار ساله بودم، اما وقتی در تاریکی توی تختخوابم بیدار شدم پنج ساله شدم. طلسم و جادو. قبلش سه ساله بودم، قبلش دو، قبلش یک، و قبل تر صفر. «کمتر از اینم هست؟»
مامان بدنش را کش میدهد و میپرسد: هوم؟
«بالا، توی بهشت. یعنی منهای یک سال بودم، منهای دو، منهای سه؟»
«نه، قبل از پایین اومدنت شمارهها به حساب نمییان.»
«از توی آسمونا. تا وقتی من توی دلت بودم، همش ناراحت بودی.»
-اتاق،اما دون اِهو-
Room cover.jpg
و من بالاخره تمومش کردم. :) خیلی کتابِ قشنگی بود..هم هیجان خاصی داشت توش...و خصوصا شخصیت اصلی، "جک" یه پسر شجاع و باهوش بود.. و اینکه داستان از زبانِ اون گفته شده بود و این، جذابیتِ داستان رو بیشتر میکرد. :)
- امروز 31 آگوسته... و فردا هم اول سپتامبر . و اگه هاگوارتزی وجود داشت، و ما هم جادوگر بودیم فردا میرفتیم ایستگاه کینگزکراس ، سوارِ قطار میشدیم و می رفتیم هاگوارتز. :)
امروز نشستم و یه طرح از چهار گروه مدرسه کشیدم. :) ولی هنوز رنگش نکردم. باشد که فردا وقت داشته باشم و بشینم رنگش کنم. :)
http://s6.picofile.com/file/8265823892/hogwarts.png
به این صورت که نمایان است. :)
تا پستی دیگر و معرفی کتابی دیگر خدانگهدار. :)
پ.ن : چرا من اینقدر آهنگ Happy with me رو دوست دارم و هزار باره که دارم بهش گوش میدم؟! (البته من میدونم اینقدر که گوش میدم، بعدا یه روزی ازش متنفر میشم :|)
(آهنگ متن فیلم "من پیش از تو")
ولی خیلی ریتمشو دوست دارم. :)

برچسب: اتاق خواب شگفت انگیز, نویسنده: سینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:05

صفحه بندی