
دلفی: خب، حالا بهتره برای اولین و آخرین بار به این خرابی سروسامون بدیم... آلبوس: ولی آخه چرا؟ چی رو میگی؟ تو کی هستی؟ دلفی: آلبوس، من گذشته ی جدیدم. چوبدستی آلبوس را از دستش بیرون میکشد و می شکند. من آینده ی جدیدم. چوبدستی اسکورپیوس را از او میگیرد و می شکند. من همون پاسخی ام که این دنیا دنبالش میگرده... . -صحنه سوم ، پرده پانزدهم- وای خدااا یعنی من عاشق این دو تا دیوونم که میخوان دنیا رو نجات بدن :| هیچ وقت فکر نمیکردم هری پاتر یه روزی تموم بشه... -.- خیلی مقاومت کردم که ترجمه ی دمنتور رو نخونم و صبر کنم تا ترجمه ی خانوم اسلامیه یا نسخه اوریجینالش بیاد و اونو بخو...
ادامه مطلب